در طول چندين سال بررسي، ما به اين نتيجه رسيدهايم كه اغلب مسيحيان نميدانند چگونه بايد دعا كنند. يكي از دوستانم كه بيش از پنجاه سال است كه مسيحي ميباشد به من گفت: "من هرگز در حضور ديگران دعا نميكنم حقيقت اين است كه دربارة دعا و چگونگي دعا كردن چيز زيادي نميدانم." از آنجايي كه بسياري از مسيحيان چه نوايمانان و چه آناني كه سالها از ايمانشان ميگذرد، دربارة دعا اطلاع چنداني ندارند، لذا ميخواهم بعضي از حقايق اساسي در رابطه با دعا و سؤالاتي كه در اين رابطه وجود دارد را با شما در ميان بگذارم. 1. دعا چيست؟
يك نفر اظهار نموده است كه: "دعا گفتگوي بين دو نفر است كه يكديگر را دوست دارند، و آن دو نفر خدا و انسان هستند." اگر بخواهيم به زبان ساده بيان نماييم، دعا به معني ايجاد ارتباط با خداوند است. هر مسيحي داراي يك خط مستقيم براي ارتباط با خداوند ميباشد و در هر زمان كه اراده نمايد در اختيار اوست. ولي اغلب مسيحيان هرگز گوشي تلفن را بر نميدارند و اغلب فراموش ميكنند كه چنين خطي وجود دارد، مگر اين كه يك وضعيت اضطراري پيش آيد.
اما بايد بدانيم كه معناي دعا، چيزي فراتر از بيان كلمات است. دعا اظهارات قلبي شما به خداوند است. دعا تنها يك فعاليت نيست، بلكه يك تجربه و رابطه ميباشد.
به عنوان فرزندان خدا از شما دعوت شده است تا با دليري به تخت فيض خداوند نزديك شويد. پولس رسول مينويسد: "پس چون رئيس كَهَنة عظيمي داريم كه از آسمانها در گذشته است يعني عيسي، پسر خدا، اعتراف خود را محكم بداريم. زيرا رئيس كهنهاي نداريم كه نتواند همدرد ضعفهاي ما بشود، بلكه آزموده شده در هر چيز به مثال ما بدون گناه. پس با دليري نزديك به تخت فيض بياييم تا رحمت بيابيم و فيضي را حاصل كنيم كه در وقت ضرورت ما را اعانت كند" (عبرانيان 4: 14-16).
و چون شما در حضور كسي دعا ميكنيد كه شاه شاهان و خداي خدايان، خالق زمين و آسمان ميباشد، پس با تكريم و احترام به حضور او ميآييد. ولي در عين حال ميدانيد كه خداوند، پدر بامحبت شماست كه براي شما فكر ميكند، نگران شماست و از داشتن مصاحبت با شما لذت ميبرد. پس شما ميتوانيد با قلبي آرام و شادمان به حضور او بياييد، چرا كه ميدانيد او شما را از هر كس ديگري بيشتر دوست ميدارد و هميشه نيز دوست خواهد داشت.
براي خودم، دعا به معناي برقراري يك ارتباط ساده با خداوند ميباشد، كه در اين رابطه از خداوند دعوت مينمايم تا همان گونه كه من با او صحبت ميكنم، او نيز با من سخن گويد. البته معني دعا بيش از اينهاست ولي پايه و اساس يك دعاي واقعي همين است. 2. چه كسي ميتواند دعا كند؟ همه ميتوانند دعا كنند. ولي تنها كساني كه در ايمان سلوك مينمايند و از مسيح اطاعت ميكنند، ميتوانند انتظار داشته باشند تا به دعاهايشان پاسخ داده شود. زماني كه مسيح مصلوب شد، به تمامي كساني كه به او تعلق دارند وعده فرمود: "اگر چيزي به اسم من طلب كنيد من آن را به جا خواهم آورد" (يوحنا 14:14).
انسان بنا به غريزة خود زماني دعا ميكند كه دچار مصيبت، غم، اندوه، مشكل و بدبختي شده و يا با خطري روبه رو ميشود. حتي اگر خداي او از چوب و سنگ ساخته شده باشد و يا يك خداي خيالي باشد. اما اين گونه دعاها خطرات جدي به دنبال دارد. كساني كه اين گونه دعا ميكنند به تدريج ميكوشند تا خود نيز داراي همان خصوصيات اخلاقي شيء مورد پرستش خود گردند. براي مثال، كساني كه خدايان شهوت را پرستش ميكنند، خود از لحاظ اخلاقي رو به فساد و انحطاط ميروند. كساني كه در حضور خدايان خون و خونريزي، آتش و جنگ دعا ميكنند، به انسانهاي جنگجو، بيرحم، سنگدل و ساديستيك تبديل ميگردند. كساني كه در حضور خداي ماديات تعظيم و تكريم مينمايند، به انسانهاي طماع، حريص و خودمحور مبدل ميشوند. دعا كردن در حضور هر كس يا هر چيز به جز دعا در حضور خداوند از طريق عيسي مسيح، ممنوع ميباشد. كلام خدا اظهار ميدارد كه: "ادّعاي حكمت ميكردند و احمق گرديدند. و جلال خداي غير فاني را به شبيه صورت انسان فاني و طيور و بهايم و حشرات تبديل نمودند. لهذا خدا نيز ايشان را در شهوات دل خودشان به ناپاكي تسليم فرمود تا در ميان خود بدنهاي خويش را خوار سازند" (روميان 1: 22-24).
پولس رسول مينويسد: "ليكن بدون ايمان تحصيل رضامندي او محال است، زيرا هر كه تقّرب به خدا جويد، لازم است كه ايمان آورد بر اينكه او هست و جويندگان خود را جزا ميدهد" (عبرانيان 11: 6). با تقرب جستن به مسيح و عبادت او، شما شبيه او ميگرديد: "ليكن همة ما چون با چهرة بينقاب جلال خداوند را در آينه مينگريم، از جلال تا جلال به همان صورت متبّدل ميشويم، چنانكه از خداوند كه روح است" (دوم قرنتيان 3: 18).
اين آيات تأكيد كتاب مقدس را براي پرستش و دعا در حضور يگانه خداي حقيقي، عادل، مقدس و بامحبت بيان مينمايد.
بر طبق كتاب مقدس، چنانكه در اول تيموتاؤس 2: 5-6 ميخوانيم: "زيرا خدا واحد است و در ميان خدا و انسان يك متوسّطي است يعني انساني كه مسيح عيسي باشد، كه خود را در راه همه فدا داد، شهادتي در زمان معّين." در يوحنا 14: 6 ادعاي عيسي را ميخوانيم كه فرمود او يگانه راه تقرب جستن به خداوند ميباشد: "عيسي بدو گفت من راه و راستي و حيات هستم. هيچ كس نزد پدر جز به وسيلة من نميآيد."
آيا اين به نظر شما بيش از اندازه انحصاري است؟ خير. اين طور نيست. چرا كه عيسي مسيح آمد تا به خاطر همة انسانها در تمامي جهان بميرد. "بياييد نزد من اي تمام زحمتكشان و گرانباران و من شما را آرامي خواهم بخشيد" (متي 11: 28). كساني كه در تمام طول عمر خود نسبت به خداوند بياعتنا بودهاند، عاقبت دچار وضع وخيمي ميشوند و ديگر در برابر خدا به قدري شرمنده و خجالتزده ميگردند كه نميتوانند به حضور خدا بيايند و دعا كنند. آنها بهانه ميآورند كه: "من در تمام طول زندگيام نسبت به خداوند بياعتنا بودهام، حالا ديگر خيلي دير است." ولي شما نبايد اين طور فكر كنيد. خداوند به دعاي هر كسي كه حقيقتاً توبه نمايد گوش ميكند. خداوند محبت خود را هنگامي كه ما هنوز گناهكار بوديم از طريق فرستادن مسيح و مرگ او به ما ثابت نموده است." زيرا يقين ميدانيم كه نه موت و نه حيات و نه فرشتگان و نه رؤسا و نه قدرتها و نه چيزهاي حال و نه چيزهاي آينده و نه بلندي و نه پستي و نه هيچ مخلوق ديگر قدرت خواهد داشت كه ما را از محبّت خدا كه در خداوند ما مسيح عيسي است جدا سازد" (روميان 8: 38-39).
ولي اين حقيقت همچنان باقي است، كه ما بايد در نام عيسي مسيح به عنوان يگانه واسط خود با خداوند، دعا كرده و گناهان خود را در حضور او اعتراف نماييم و مسيح را به عنوان منجي و خداوند خود بپذيريم. در غير اين صورت نبايد انتظار داشته باشيم كه خداوند دعاي ما را بشنود. "اگر بدي را در دل خود منظور ميداشتم، خداوند مرا نميشنيد" (مزمور 66: 18).
"من در هستم هر كه از من داخل گردد نجات يابد و بيرون و درون خرامد و علوفه يابد" (يوحنا 10: 9).
"زيرا اگر به زبان خود عيسي خداوند را اعتراف كني و در دل خود ايمان آوري كه خدا او را از مردگان برخيزانيد، نجات خواهي يافت. چونكه به دل ايمان آورده ميشود براي عدالت و به زبان اعتراف ميشود بجهت نجات. و كتاب ميگويد هر كه به او ايمان آورد خجل نخواهد شد. زيرا كه در يهود و يوناني تفاوتي نيست كه همان خداوند، خداوند همه است و دولتمند است براي همه كه نام او را ميخوانند. زيرا هر كه نام خداوند را بخواند نجات خواهد يافت" (روميان 10: 9-13).
"اگر گوييم كه گناه نداريم خود را گمراه ميكنيم و راستي در ما نيست. اگر به گناهان خود اعتراف كنيم، او امين و عادل است تا گناهان ما را بيامرزد و ما را از هر ناراستي پاك سازد. اگر گوييم كه گناه نكردهايم، او را دروغگو ميشماريم و كلام او در ما نيست" ( اول يوحنا 1: 8-10).
كساني كه داراي قلبهاي پاك ميباشند ميتوانند دعا كنند. تنها كافي نيست كه شما در نام عيسي از خداوند چيزي بطلبيد بلكه بايد با قلبي پاك به حضور او بياييد. مزمورنويس ميگويد: "اگر بدي را در دل خود منظور ميداشتم، خداوند مرا نميشنيد" (مزمور 66 : 18). پس اگر گناه اعتراف نشدهاي در زندگي شما وجود دارد نبايد انتظار داشته باشيد كه خداوند دعاي شما را پاسخ گويد. هنگام پخت شيريني اگر شما جزئي از اجزاي لازم براي تهية شيريني را حذف كنيد، نتيجة رضايتبخشي حاصل نخواهد شد. همين گونه نيز اگر گناه اعتراف نشدهاي در زندگي شما وجود داشته باشد، آن را اعتراف نكرده و آن گناه را حذف ننماييد، نتيجة دعاي شما نيز رضايتبخش نخواهد بود.
كساني كه روح بخشش دارند ميتوانند دعا كنند. يكي از دلايلي كه اغلب مانع از دعا ميگردد نداشتن روح بخشش است مسيح وعده فرمود: "و وقتي كه به دعا بايستيد، هر گاه كسي به شما خطا كرده باشد، او را ببخشيد تا آنكه پدر شما نيز كه در آسمان است، خطاياي شما را معاف دارد" (مرقس 11: 25). در دعاي خداوندمان كلمة "دادن" و "بخشيدن" با هم در يك جمله آمده است: "نان كفاف ما را امروز به ما بده و قرضهاي ما را ببخش چنانكه ما نيز قرضداران خود را ميبخشيم" (متي 6: 11-12). خداوند به هيچ دعايي به جز دعاي اعترافي كه از قلبي فارغ از كينه و كدورت بر آيد پاسخ نخواهد داد.
اصطلاحي كه بسيار در بين ما رواج يافته اين است كه: "ميتوانم ببخشم ولي نميتوانم فراموش كنم." اين نوع طرز فكر تنها باعث شكست شما در دعا خواهد شد. حال فرض كنيد كه طرز فكر خداوند نيز اين گونه ميبود. اما محبّت خداوند باعث شده است تا او ديگر گناهان ما را به ياد نياورد و آنها را از نظر خود محو سازد. اگر من و شما نيز ميخواهيم همانند ديگر مسيحيان وارث قدرت در دعا باشيم، بايد با قلبي شكسته به حضور خدا بياييم.
كساني كه با ايمان دعا ميكنند ميتوانند دعا كنند. براي دعا كردن بايد قلبي مملو از ايمان داشته باشيد در اين صورت دعايتان بطور قطع مستجاب خواهد گرديد. خداوندي كه ميفرمايد: "... تمامي قدرت در آسمان و بر زمين به من داده شده است" (متي 18:28). و باز ميفرمايد: "... و اينك من هر روزه تا انقضاي عالم همراه شما ميباشم" (متي 20:28).
در يوحنا 14:14 ميخوانيم: "اگر چيزي به اسم من طلب كنيد من آن را به جا خواهم آورد. "همچنين در متي 21 : 22 ميخوانيم : " و هر آنچه با ايمان به دعا طلب كنيد ، خواهيد يافت . " و باز خداوند ميفرمايد: "... بر وفق ايمانتان به شما بشود" (متي 9: 29). با اين وجود عدة قليلي از ما اين كلمات را جدي ميگيريم، و با جرأت هر آنچه را كه خداوند با سخاوتمندي وعده فرموده است به خود اختصاص ميدهيم. 3. چرا شما بايد دعا كنيد؟ شما بايد دعا كنيد چون خداوند اين گونه امر فرموده است. در عهد جديد مكرراً به ما دستور داده ميشود تا دعا كنيم. براي مثال در اول تسالونيكيان 5: 17 ميخوانيم: "هميشه دعا كنيد."
در لوقا 21: 36 به ما دستور داده شده است: "پس در هر وقت دعا كرده، بيدار باشيد تا شايستة آن شويد كه از جميع اين چيزهايي كه به وقوع خواهد پيوست نجات يابيد و در حضور پسر انسان بايستيد." در مرقس 14: 38 باز خداوند امر فرموده است: "بيدار باشيد و دعا كنيد تا در آزمايش نيفتيد. روح البتّه راغب است ليكن جسم ناتوان."
"براي هيچ چيز انديشه مكنيد، بلكه در هر چيز با صلات و دعا با شكرگزاري مسؤلات خود را به خدا عرض كنيد" ( فيليپيان 4: 6).
"در دعا مواظب باشيد و در آن با شكرگزاري بيدار باشيد" (كولسيان 4: 2).
"پس مقصود چيست؟ به روح دعا خواهم كرد و به عقل نيز دعا خواهم نمود، به روح سرود خواهم خواند و به عقل نيز خواهم خواند" (اول قرنتيان 14: 15).
"و براي ايشان نيز مَثَلي آورد در اينكه ميبايد هميشه دعا كرد و كاهلي نورزيد" (لوقا 18: 1).
"بجهت پادشاهان و جميع صاحبان منصب تا به آرامي و استراحت و با كمال دينداري و وقار، عمر خود را بسر بريم" (اول تيموتاؤس 2: 2).
"و براي من نيز تا كلام به من عطا شود تا با گشادگي زبان سّر انجيل را به دليري اعلام نمايم" (افسسيان 6: 19).
"و الآن اي خداوند، به تهديدات ايشان نظر كن و غلامان خود را عطا فرما تا به دليري تمام به كلام تو سخن گويند" (اعمال رسولان 4: 29).
بايد دعا كنيم چون مسيح خداوند خود نمونة ما ميباشد. عيسي مسيح يگانه پسر خدا، در دعا مطيع بود. عليرغم اين كه او هر روز از صبح تا غروب، زندگياش پر از فشارها و مسؤوليتهاي متعدد بود، موعظه مينمود، بيماران را شفا ميبخشيد، بطور خصوصي افراد را به حضور ميپذيرفت، مسافرت ميكرد و به شاگردانش تعليم ميداد، ولي دعا را در اولويت زندگي خود قرار داده بود. اگر عيسي در دعا و مشاركت با پدر خويش تا اين اندازه تأكيد مينمود، پس چقدر بيشتر ما محتاج هستيم تا بطور شخصي و انفرادي با خداوند خود مشاركت داشته باشيم.
شما به عنوان شاگردان مسيح و براي سرمشق ديگران دعا كنيد. زندگي رسولان و سرگذشت زندگي مسيحياني كه خداوند با اقتدار و نيرومندي آنها را در طي قرون به كار برده است، بر لزوم دعا گواهي ميدهد. همة اين افراد نمونههايي از اطاعت در رابطه با فرمان خداوند براي دعا هستند. منظور من اين نيست كه شما بايد هر روز ساعتهاي طولاني را صرف دعا نماييد، اگر چه تعدادي از مسيحيان چنين امتياز بزرگي نصيبشان گرديده است. بلكه منظورم اين است كه بايد "دايماً دعا كنيد" و هر چيز را در دعا به حضور خداوند بياوريد. كساني كه دستور خداوند را در رابطه با دعا اجرا نمايند خداوند به آنها بركات عظيمي را ارزاني ميدارد و آنها را به كار ميبرد.
شما دعا ميكنيد تا با خداوند مشاركت داشته باشيد. خداوند بيصبرانه منتظر است تا در دعا به حضور او بياييد. در امثال اين گونه ثبت شده است كه: "قرباني شريران نزد خداوند مكروه است، اما دعاي راستان پسنديدة اوست" (امثال 15: 8). اين حقيقت بايد شما را برانگيزد تا زمان بيشتري را با خداوند خود بگذرانيد، زيرا كه ما مايل هستيم تا همواره خداوند را خشنود ساخته و باعث رضامندي او گرديم.
پسرانم براي درك بهتر اهميت اين موضوع مرا ياري نمودند. هنگامي كه "زاكاري" (Zachary) يا "برادلي" (Bradley) ميخواهند با من صحبت كنند، ديگر برايم اهميتي ندارد كه چقدر سرم شلوغ است، با كمال رضايت و خوشحالي همة كارهايم را كنار ميگذارم تا با آنها مشاركت داشته باشم. من علاقه دارم و بيصبرانه منتظرم تا با آنها مشاركت داشته باشم و هر موقع آنها اظهار تمايل مينمايند تا با من باشند، بينهايت خوشحال و سپاسگزار ميشوم.
سالها قبل، يك روز در حالي كه داشتم در خانه مطالعه ميكردم، "زاكاري" نزد من آمد و همراه با يك دسته كتاب سر ميز نزديك من نشست. اگر چه هيچ يك از ما سخني بر زبان نياورديم ولي من گرماي محبّت او را به خوبي احساس نمودم. بالاخره سكوت را شكسته و به "زاكاري" گفتم: "ميخواهم بداني كه اين براي من بسيار ارزشمند است كه تو آمده و اكنون در كنارم نشستهاي." او پاسخ داد: "پدر من هم درست به همين خاطر پيش تو آمدهام چون ميخواهم در كنار تو باشم." براي اولين بار در زندگيام واقعاً درك كردم كه قلب عظيم خداوندمان چگونه در انتظار مشاركت با ما ميباشد و او تا چه اندازه از اين بابت احساس خشنودي مينمايد. شما دعا ميكنيد تا با خداوند ارتباط برقرار نماييد. خداوند فرمود: "مرا بخوان و تو را اجابت خواهم نمود و تو را از چيزهاي عظيم و مخفي كه آنها را ندانستهاي مخبر خواهم ساخت" (ارميا 33: 3). دعا براي مسيحيان "وسيلهاي براي گريز و رهايي" از مشكلات و يا خشنود ساختن خودشان نيست و يا وسيلهاي نميباشد تا با آن بتوانند به هدفهاي شوم خود برسند و آنها را دنبال كنند. بلكه دعا گفتگو و ارتباط با خداوند است. به عنوان فرزندان خدا شما دسترسي مستقيم به درگاه خداوند داريد. او شما را به قدري دوست دارد كه در هر زمان خود را در اختيار شما قرار ميدهد. به وسيلة دعا شما با خداوند صحبت ميكنيد و او به شما پاسخ ميدهد. شما دعا ميكنيد تا از لحاظ روحاني تغذيه شويد. همان گونه كه طفل براي رشد جسماني خود به خوراك نيازمند است، ما نيز براي رشد روحاني خود احتياج به خوراك داريم. ممكن است يك وعده غذا نخوريم و هيچ احساس ضعف و ناراحتي نكنيم، ولي اگر به مدت يك هفته چيزي نخوريم به تدريج ضعيف شده، نيرو و توان ما تمام خواهد شد. در زندگي روحاني ما نيز چنين است. اگر يك روز از كلام خداوند تغذيه نشويم و دعا نكنيم شايد تأثير چنداني نداشته باشد، ولي اگر به همين منوال ادامه دهيم، دچار سوء تغذيه شده، توان و نيروي خود را براي داشتن يك زندگي پيروزمندانه و شهادت دادن براي مسيح از دست خواهيم داد.
براي به دست آوردن نتيجه دعا ميكنيد. يك دعاي خالص و بيريا كه مطابق كتاب مقدس نيز باشد، واقعاً قادر است تا همه چيز را دگرگون سازد. دعا كردن طوري باعث تغيير يافتن افراد ميگردد كه خداوند ميتواند ارادة خود را به آنها مكشوف سازد. دعا كردن باعث ميگردد تا قدرت عظيم خداوند به كار افتاده و حتي قوانين طبيعت، انسانها و ملتها را دگرگون سازد. ايمانداران وفادار مسيحي كه صميمانه با پري روحالقدس دعا ميكنند، اين موضوع را بارها و بارها به اثبات رسانيدهاند.
چند سال قبل در مركز بينالمللي "اروهيد سپرينگز" آتشسوزي مهيبي روي داد كه باعث خرابي هفت ساختمان گرديد و چيزي نمانده بود ساختماني كه من و وُنِت در آن سكونت داشتيم نيز طعمة حريق گردد.
وقتي تمام ساختمانها تخليه گرديد ساعت حدود دو و نيم بعد از ظهر بود. اما عدهاي در ساختمانها باقي ماندند و با جديت و التماس شروع به دعا نمودند تا خداوند جهت وزش باد شديدي را كه با سرعت نود مايل در ساعت در حال وزيدن بود تغيير دهد و آتش را از ساختمانها دور نمايد. درست در همان لحظهاي كه آنها در حال دعا كردن بودند، يكي از مأمورين آتش نشاني متوجه شد كه جهت حركت پرچمي كه لحظاتي پيش در اثر وزش باد به شدت تكان ميخورد حال تغيير كرده است و پرچم در سمت مخالف در حال تكان خوردن است. مأمورين آتش نشاني از كاري كه خداوند در برابر چشمان آنان انجام داده بود حيرت كرده، بهتزده و هراسان گشته بودند.
حدود ساعت دو و سي دقيقة بعد از ظهر بود كه به من و "وُنِت" اطلاع دادند كه شعلههاي آتش ساختمان مركزي را در بر گرفته است. ما نيز زانو زده و دعا كرديم تا خداوند جهت وزش باد را تغيير دهد. مأمورين آتش نشاني كه در حال ستيز و جدال با شعلههاي سركش آتش بودند، گزارش دادند كه دود و گرماي آتش به قدري زياد بود كه آنها مجبور شدند براي خاموش كردن آن روي زمين دراز بكشند تا بتوانند نفس كشيده و آتش را خاموش كنند. حدود ساعت دو و سي دقيقه آنها متوجه شدند ساختماني كه ما در آن سكونت ميكرديم از سه سو به وسيلة شعلههاي آتش محاصره گرديده است و ديگر اميدي نبود، ولي در همان لحظه جهت وزش باد بطور معجزهآسايي تغيير نمود و زبانههاي آتش را به جهت ديگري هدايت نمود. مثالهاي مشابه متعددي را ميتوانم براي شما بازگو نمايم كه نتايج حاصل از دعا ميباشند. بلي، دعا واقعاً باعث تغيير و دگرگوني ميگردد!
شما دعا ميكنيد تا شاهدان مثمر ثمري براي مسيح باشيد. دستور و امر الهي اين است كه ابتدا شخص بايد با خداوند دربارة انسان صحبت نمايد و سپس با انسان دربارة خداوند سخن گويد. شهادت دادن در حقيقت كسب نتيجة دعاي شخصي ميباشد كه بشارت ميدهد و دعاي ديگران كه براي شهادت او دعا ميكنند. من معتقد هستم كه مهمترين دليل مسيحي شدن من، نتيجه و حاصل دعاهاي مادر خداشناسم بوده است. 4. در حضور چه كسي دعا ميكنيد؟ ما در حضور خداي پدر در نام عيسي مسيح خداوند و توسط روحالقدس دعا ميكنيم. عيسي ميفرمايد: "ليكن تو چون عبادت كني، به حجرة خود داخل شو و در را بسته، پدر خود را كه در نهان است عبادت نما، و پدر نهانبين تو، تو را آشكارا جزا خواهد داد" (متي 6:6).
دعاهاي شما به وسيلة عيسي مسيح معتبر و به وسيلة روحالقدس در حضور خداي پدر بيان ميشود. ولي از آنجايي كه خداوند واحد است و در سه شخصيت ظاهر گرديده است، پس اين كاملاً قابل قبول است كه اگر ما در حضور عيسي و يا روحالقدس دعا كنيم، هيچ حسادتي بين سه شخصيت تثليث اقدس وجود ندارد. ولي نمونة كتاب مقدسي كه مسيح به ما تعليم ميدهد، دعا خطاب به خداي پدر ميباشد.
دانستن اين موضوع بسيار پرمعناست و باعث تشويق ما ميباشد كه در هنگام دعا، عيسي خداوند و روحالقدس براي ما شفاعت مينمايند. پولس رسول در روميان 8: 34 به ما ميگويد: "كيست كه بر ايشان فتوا دهد؟ آيا مسيح كه مُرد بلكه نيز برخاست، آنكه به دست راست خدا هم هست و ما را نيز شفاعت ميكند."
پولس مينويسد: "و همچنين روح نيز ضعف ما را مدد ميكند، زيرا كه آنچه دعا كنيم بطوري كه ميبايد نميدانيم، لكن خود روح براي ما شفاعت ميكند به نالههايي كه نميشود بيان كرد. و او كه تفحّص كنندة دلهاست، فكر روح را ميداند زيرا كه او براي مقّدسين بر حسب ارادة خدا شفاعت ميكند" (روميان 8: 26-27). 5. شما چه زماني بايد دعا كنيد؟ به عبارتي ميتوانم بگويم كه من هيچ موقع دست از دعا بر نميدارم و در طول روز صدها مرتبه راجع به موضوعات مختلف با خداوند صحبت ميكنم. روزم را با دعا آغاز ميكنم و خداي پدر، خداوند عظيم و بخشنده را پرستش نموده، حمد و ثنا ميگويم و اعلام مينمايم كه عيسي مسيح، خداوند، صاحب و مالك من است. به عنوان ابراز ارادة خود، به وسيلة ايمان پري روحالقدس را به خود اختصاص ميدهم، و از خداوند ميخواهم تا در مورد تصميمات متعددي كه در طول روز بايد بگيرم به من حكمت ببخشد. براي نجات دوستان و اشخاصي كه آنها را نميشناسم دعا ميكنم، براي شفاي بيماران، رفع نيازهاي مادي و معنوي "كمپس كروسيد فر كرايست"، همچنين براي رفع احتياجات كاركنان متعدد مركزمان، رهبران سازمانهاي متعدد ديگر مسيحي و خدمت آنها نيز دعا ميكنم. من حتي براي مسائل كوچك شخصي خود كه تنها مربوط به خودم ميباشد نيز دعا ميكنم و خداوند به دعاهايم پاسخ ميدهد! دوست دارم تا هر روز وقت معيني را به مطالعه، تعمق و تفكر بر كلام خدا اختصاص دهم. اغلب در سكوت در مقابل كتاب مقدس زانو ميزنم و با خداوند صحبت ميكنم. از روحالقدس كه مكشوف كنندة كلام خداست، درخواست مينمايم تا مطالعة كتاب مقدس را برايم پرمعني و تهذيب كننده نمايد. در خلال مطالعة كتاب مقدس مكث ميكنم تا از خداوند براي نجاتي كه از طريق محبّت خود براي من تدارك ديده و به من بخشيده است تشكر نمايم. و اگر كتاب مقدس گناهي را بر من آشكار سازد، آن را اعتراف مينمايم و از ايمان و شجاعتي كه شاگردان مسيح به معرض نمايش گذاشتند تشكر مينمايم. از اين كه در خصوص اجراي نقشة الهي خود براي رسانيدن مژدة نجات، محبّت و آمرزش خود به جهان، بينش و بصيرت جديدي به من بخشيده است نيز تشكر مينمايم. اغلب در حين مطالعه مكث ميكنم تا براي حقيقت بخصوص و يا براي اختصاص دادن وعدة بخصوص به خود دعا نمايم.
هر شب زانو ميزنم تا خداوند خود را عبادت نموده، كلام او را خوانده و از خداوند سؤال نمايم: "خداوندا، آيا چيزي در من وجود دارد كه باعث ناخشنودي تو ميگردد و نياز است تا آن را نزد تو اعتراف نمايم؟" و اگر روحالقدس گناه يا ضعفي را بر من آشكار نمايد آن را در حضور خداوند اعتراف نموده و از طريق ايمان پيروزي خداوند را در زندگي خود خواستار ميشوم. و ميدانم چون آخرين افكار زمان بيداريام يا ضمير آگاهم در مورد خداوند ميباشد، پس افكار ضمير ناخودآگاهم نيز در هنگام خواب در طول شب به عبادت خداوند ادامه خواهد داد. پس وقتي كه صبح از خواب بيدار ميشوم، اولين افكارم متوجه خداوند عزيزمان ميگردد.
دعاهاي گروهي نيز براي زندگي دعايي يك مسيحي ضروري و حياتي است. ولي اغلب اين جلسات دعا خسته كننده و كسل كننده بوده و جذاب نيستند. علتش واضح است، چون اكثر مسيحيان كه در جلسات دعا شركت ميكنند وقتي را صرف دعا و عبادت شخصي نميكنند، از اين رو آنها چيزي ندارند تا در حضور ديگران، در دعاي خود به خداوند بگويند، به جز يك مشت دعاهاي حفظ شده و كليشهاي كه از ديگر ايمانداران آموختهاند. ولي چقدر هيجانانگيز است اگر بتوانيم به گروههاي دعا كننده تعليم دهيم تا با خداوند طوري گفتگو نمايند، انگار كه او واقعاً حضور دارد، كه در حقيقت نيز چنين است. در اين صورت افراد گروه با ميل و رغبت، خود به خود با هدايت روحالقدس دعا خواهند كرد و در طول دعا، شكرگزاري و درخواستها يكي پس از ديگري به حضور خداوند آورده خواهد شد. يكي از روشهاي مؤثر دعا در گروههاي كوچك اين است كه افراد آيه به آيه از يك باب را خوانده و هر نفر در حدود سي ثانيه يا كمتر دربارة آن دعا كنند. ولي مواقعي پيش ميآيد كه شخصي به وسيلة روحالقدس هدايت ميشود و ساعتها دعا ميكند، در حالي كه اين دعا تنها دقايقي بيش به نظر نميرسد. 6 . دعاي ما بايد شامل چه چيزهايي باشد؟ چند عامل اساسي وجود دارد كه بايد به دعا افزوده شود. اين عوامل كه به راحتي ميتوانند توسط كلمة "پاشا" در حافظة شما بمانند، عبارتند از: پرستش
اعتراف
شكرگزاري
التماس با اين حال "پاشا" تنها يك روش پيشنهادي در دعا ميباشد و اين به آن معنا نيست كه شما حتماً بايد اين طرز دعا را پيروي كنيد. حال بياييد بررسي نماييم كه هر يك از اين كلمات چه مفهومي دارد.
پرستش. پرستش نمودن خداوند به معني عبادت و تمجيد او، احترام و تكريم خداوند در قلب و فكر شما و بازگو نمودن آن با زبان خود ميباشد. اغلب مردم معناي دعا را درست متوجه نميشوند و فكر ميكنند كه دعا عاملي مرموز و رابطهاي بين انسان و يك خداي مقدس و پرهيبت ميباشد. اما كلام خداوند اين گونه به ما تعليم نميدهد، بلكه به ما ميآموزد كه خداي پدر مايل است تا با فرزندان خود مشاركت داشته باشد.
رابطة شما با پدر آسماني خود بايد بر پاية اعتماد، ايمان و اطاعت كامل بنا گردد. دعاي شما بايد منعكس كنندة اين حقيقت باشد كه خداوند دعاي شما را ميشنود و در نتيجه شما با حمد و پرستش، تكريم و احترام و با محبت و قدرداني به حضور او ميرويد.
خواندن مزامير شكرگزاري و قسمتهاي مشابه ديگر از كتاب مقدس باعث ميگردد تا دعاي شما غنيتر شود و از قلب سرد، بيروح و ناسپاس شما به زودي با گرما و شوق فراوان كلمات حمد و شكرگزاري جاري گردد. شخصاً از به كار بردن اصطلاحاتي نظير "مردي كه در بالاست" كه موجب بياحترامي خداوند ميگردد، آزرده خاطر و ناراحت ميشوم. خدايي را كه من ميپرستم، خدايي است كه به او احترام مينمايم و او خداي قادر مطلق است، خداوند قدوس و خالق تمامي كائنات ميباشد. در عين حال خود را كاملاً آزاد احساس ميكنم، قلبم را بر روي او ميگشايم، عميقترين نيازهاي قلبيام را با او در ميان ميگذارم، چرا كه ميدانم او نه تنها خداي قدوس و قادر مطلق است، بلكه پدر مهربان آسماني من نيز ميباشد. خداوند مرا بيش از هر كس ديگري در دنيا دوست دارد، بهتر از هر كس ديگري در دنيا مرا درك نموده و باور دارد. من در هر وضعيت و حالتي كه تصور كنيد دعا ميكنم: با چشمان باز يا بسته، در حال قدم زدن يا زماني كه در رختخوابم دراز كشيدهام، در سكوت يا با صداي بلند، اما حالت دلخواهم دعا در حال زانو زدن ميباشد. صبح هنگام از خواب بيدار شده و قبل از انجام هر كاري زانو زده و اعلام مينمايم كه عيسي خداوند، كنترل زندگيام را در اختيار دارد. از او تشكر مينمايم كه مرا دوست دارد، و در قدرت قيامش، با حضور خود در من و به وسيلة من زندگي ميكند. از او دعوت مينمايم تا به وسيلة من خدمت خود يعني "يافتن و نجات بخشيدن گمشده را" ادامه دهد و مرا در هر طريقي كه باعث خشنودي او ميگردد به كار
بَرَد.
اعتراف. مسيحياني كه احتياج دارند در مشاركت روحاني با مسيح تقويت شوند، بايد به گناهان خود اعتراف نمايند.
كلام خدا در اول يوحنا 1: 9 چنين ميفرمايد: "اگر به گناهان خود اعتراف كنيم، او امين و عادل است تا گناهان ما را بيامرزد و ما را از هر ناراستي پاك سازد." اشعيا اظهار ميدارد كه: "هان دست خداوند كوتاه نيست تا نرهاند و گوش او سنگين ني تا نشنود. ليكن خطاياي شما در ميان شما و خداي شما حايل شده است و گناهان شما روي او را از شما پوشانيده است تا نشنود" (اشعيا 59: 1-2).
اگر ترتيب دعاي شما با پرستش خداوند آغاز گردد، روحالقدس هر گناهي را كه در زندگي شما وجود دارد و بايد به آن اعتراف كنيد بر شما آشكار خواهد ساخت. با مشاهدة طهارت، قّدوسيت و محبّت خداوند، به گناه و ناشايستگي خود پي ميبريد و هنگامي كه روحالقدس شما را از گناهانتان آگاه ساخت، مايل خواهيد بود تا آنها را نزد خداوند اعتراف نماييد.
هميشه با خداوند صادق و بيريا باشيد. وانمود نكنيد كه شخص ديگري هستيد و سعي نكنيد در حضور خداوند نقش بازي كنيد، چون او همه چيز را دربارة شما ميداند. پس در هر زماني، آنچه كه واقعاً احساس ميكنيد به خداوند بگوييد. اگر احساس روحانيت نميكنيد، به او بگوييد. اگر قلبتان به سردي گراييده است، آن را نزد خداوند اعتراف نماييد. اگر از او نافرماني و سرپيچي نمودهايد، به خداوند بگوييد و بخشش و طهارت او را بطلبيد. اين موجب خواهد شد تا مشاركت شما با خداوند همچنان برقرار باشد.
شكرگزاري. هيچ چيز بيش از ابراز ايمان مستمر و مداوم خداوند را خشنود نميسازد و بهترين راهي كه ميتوانيد ايمانتان را به خداوند نشان دهيد اين است كه بگوييد: "خداوندا، تو را شكر مينمايم."
در عبرانيان 11: 6 ميخوانيم: "ليكن بدون ايمان تحصيل رضامندي او محال است، زيرا هر كه تقّرب به خدا جويد، لازم است كه ايمان آورد بر اينكه او هست و جويندگان خود را جزا ميدهد. "كلام خداوند دستور ميفرمايد كه: "در هر امري شاكر باشيد كه اين است ارادة خدا در حّق شما در مسيح عيسي" (اول تسالونيكيان 5: 18). ناسپاس بودن، نافرماني از خداوند محسوب ميگردد.
اگر از روحالقدس پر هستيد و ميدانيد كه او همه چيز را كنترل مينمايد، پس ميتوانيد از خداوند نه تنها به خاطر بركات بيشماري كه هر روز به شما عطا مينمايد تشكر كنيد بلكه براي مشكلات و مصايب نيز همواره شكرگزار او باشيد. يعقوب مينويسد: "اي برادران من، وقتي كه در تجربههاي گوناگون مبتلا شويد ، كمال خوشي دانيد . چونكه ميدانيد كه امتحان ايمان شما صبر را پيدا ميكند" (يعقوب 1: 2-3). پولس رسول مينويسد: "و نه اين تنها بلكه در مصيبتها هم فخر
ميكنيم، چونكه ميدانيم كه مصيبت صبر را پيدا ميكند، و صبر امتحان را و امتحان اميد را" (روميان 5: 3-4).
پيشنهاد مينمايم تا دربارة تمامي بركات خداوند هر روز در سكوت تعمق و تفكر نماييد، بركاتي از قبيل نجات خودتان از طريق مسيح، اطميناني كه از آمرزش گناهانتان داريد، موقعيتي كه براي خدمت كردن به مسيح داريد، فرصتي كه براي رفتن به مدرسه داريد، سلامتي جسميتان، به خاطر عزيزانتان، شغل خوبي كه داريد، خوراك و پوشاكي كه در اختيار داريد، و خيلي چيزهاي ديگر، براي هر كدام از اين بركات خداوند را شكر نماييد.
سپس فهرستي از تمامي مشكلات، نوميديها، غمها، غصهها و مصايبي را كه شما را نگران ميسازد تهيه نماييد و عليرغم وجود اين مشكلات مطابق دستور كتاب مقدس خداوند را شكر و سپاس گوييد. شكرگزاري نشاندهندة آن است كه شما واقعاً به خداوند اطمينان داريد. ابراز ايمان خداوند را خشنود ميسازد و خداوند را قادر ميسازد تا به شما قدرت بخشد و حال آن كه روحية انتقاد و خردهگيري باعث نارضايتي خداوند شده و مانع از آن ميگردد تا خداوند بتواند زندگي شما را بركت داده و شما را براي جلال خود به كار ببرد.
التماس. در نظر بسياري از مسيحيان، دعا صرفاً همانند تماشاي ويترين مغازهها ميماند، آنها وقت زيادي را صرف تماشا ميكنند اما هرگز چيزي نميخرند. التماس در حقيقت عرضة نيازهاي شخصي خود و شفاعت براي ديگران ميباشد. شما بايد بطور معين و مشخص براي هر چيز دعا كنيد. پولس رسول اين پند و اندرز را به ما ميدهد كه: "براي هيچ چيز انديشه مكنيد، بلكه در هر چيز با صلات و دعا با شكرگزاري مسؤلات خود را به خدا عرض كنيد. و سلامتي خدا كه فوق از تمامي عقل است، دلها و ذهنهاي شما را در مسيح عيسي نگاه خواهد داشت" (فيليپيان 4: 6-7).
همان طور كه در حال گفتگو با خداوند هستيد، دعا كنيد تا روحاً تقويت و تازه شده، هميشه هشيار و سر حال باشيد، نيروي حيات در زندگي شما همواره وجود داشته، با طراوت و شاداب باشيد و هميشه تحت تأثير روحالقدس بوده و به وسيلة او قوت يابيد. براي مشكلات خود دعا كنيد، براي كسب حكمت و هدايت از خداوند دعا كنيد و براي تسلي يافتن در هنگامي كه دچار غم و غصه ميشويد دعا كنيد. براي همه چيز دعا كنيد. هيچ چيز آنقدرها كوچك و ناچيز نيست و يا آنقدرها بزرگ و عظيم كه نتوانيد آن را به حضور خداوند بياوريد. سپس براي ديگران دعا كنيد. مسيحيان اغلب بر اهميت شفاعت واقف و آگاه نيستند. پولس رسول پيوسته براي كساني كه توسط او به مسيح ايمان ميآوردند، دعا ميكرد: "بنابر اين، من نيز چون خبر ايمان شما را در عيسي خداوند و محبّت شما را با همة مقّدسين شنيدم، باز نميايستم از شكر نمودن براي شما و از ياد آوردن شما در دعاهاي خود" (افسسيان 1: 15-16). و همچنين از آنان ميخواست تا براي او دعا نمايند: "و براي من نيز تا كلام به من عطا شود تا با گشادگي زبان سّر انجيل را به دليري اعلام نمايم" (افسسيان 6: 19). بايد براي ديگر مسيحيان دعا كنيد و آنها را تشويق نماييد تا براي شما دعا كنند.
اجازه دهيد تا اهميت اين موضوع را با ذكر مثالي بيشتر براي شما توضيح دهم. در سال 1960 شورشيان "مائو مائو" (Mau Mau)، "كنيا" (Kenya) را اسير بيم و وحشت كرده بودند. يك زن و شوهر مبشر به نامهاي "مَت" (Matt) و "لورا هيگنز" (Lora Higgens) در اين حين براي رسيدن به شهر "نايروبي" (Nairobi) مجبور بودند تا از قلمرو "مائو مائو" عبور نمايند. آن دو به خوبي ميدانستند كه در اين نواحي مردم "كنيا" و ديگر مبشران به چه طرز وحشتناكي به دست تروريستهاي "مائو مائو" به قتل رسيده بودند. وقتي هوا كاملاً تاريك شده بود و هنوز هفده مايل به شهر "نايروبي" باقي مانده بود، لندرور آنها ناگهان از حركت باز ايستاد. "مت" در تاريكي محض سعي نمود تا اتومبيل را تعمير نمايد، ولي بيفايده بود. با ترس و وحشت فراوان آن زوج به درون اتومبيل خود رفته و درها را قفل كردند و سعي كردند كه بخوابند. آنها يكصدا مزمور 4: 8 را با صداي بلند خواندند: "بسلامتي ميخسبم و به خواب هم ميروم زيرا كه تو فقط اي خداوند مرا در اطمينان ساكن ميسازي." وقتي صبح از خواب بيدار شدند، "مت" لندرور را تعمير كرد و چيزي نگذشت كه آنها به شهر "نايروبي" رسيدند. يك هفته بعد، كشيش محلي براي اين مبشران واقعة آن شب را تعريف نمود كه چگونه سه تروريست "مائو مائو" هنگامي كه آنها در خواب بودهاند، براي كشتن آنها به لندرور نزديك شده بودند ولي با ديدن شانزده نفر كه دور اتومبيل را گرفته بودند از ترس پا به فرار گذاشته بودند! "مت" و "لورا" از شنيدن اين خبر خوشحال و در عين حال حيرت زده شده بودند. "شانزده نفر چطور ممكن بود؟" هفتهها بعد هنگامي كه آنها به آمريكا برگشتند، چگونگي داستان توسط يكي از دوستان برايشان آشكار گرديد. دوستشان از آنها سؤال نمود كه: "آيا اين اواخر دچار خطر جدي شدهاند؟" "مت" داستان خراب شدن لندرور، تروريستهاي "مائو مائو" و شانزده نفري كه باعث نجات جانشان شده بودند براي دوستش تعريف نمود و دوستش با هيجان سري به نشانة تصديق و تأييد تكان داد و گفت: "روز بيست و سوم مارس خداوند در قلبم گذاشت كه شما احتياج به دعا داريد. با شانزده نفر از اعضاي كليسا براي يك جلسة دعاي اضطراري جمع شديم و براي شما دعا كرديم!" تعداد بيشماري از اين وقايع را شاهد هستيم كه خداوند دعاي شفاعت را براي حمايت از مردان و زنان خود و پيشبرد ملكوتش به كار برده است. هر روز براي همسر، فرزندان و والدين خود دعا كنيد، سپس براي همسايهها و دوستان خود دعا كنيد. براي مبشران، كشيشان و ديگر خادماني كه خداوند مسؤوليت خاصي را به آنان محول نموده است دعا كنيد. براي رؤساي جمهور، پادشاهان و تمامي كساني كه قدرت و اختياراتي دارند دعا كنيد. مخصوصاً براي نجات جانها دعا كنيد و از خداوند درخواست نماييد فرصتي مهيا سازد تا هر روز بتوانيد ديگران را با مسيح آشنا ساخته و بتوانيد در انجام حكم اعظم سهيم شويد. دعا كنيد تا حكم اعظم مسيح در عصر حاضر انجام پذيرد. از دانشگاه يا جامعة خود شروع كنيد. دعا كنيد و در پي يافتن مسيحيان ديگري باشيد كه بتوانيد در مشاركت با آنها دعا كنيد. قدرت دعاي شفاعت را براي نجات ديگران دست كم نگيريد. زماني كه پدرم مسيح را در زندگي خود پذيرفت، سي و پنج سال از ازدواج او با مادرم ميگذشت. اگر چه عشق آن دو نسبت به يكديگر محكم و استوار بود، ولي بيتفاوتي پدرم نسبت به خداوند بايد باعث غم و اندوه شديد و اشكهاي فراوان مادرم شده باشد. اما، مادرم همچنان به دعا كردن براي پدرم ادامه داد. او براي من، خواهران و برادرانم نيز دعا ميكرد تا اين كه نتيجة دعاهايش را ديد و تمامي اعضاي خانوادة ما مسيح را پذيرفتند. من چندين سال براي نجات نامزدم "وُنِت" دعا كردم تا مسيح را در زندگياش بپذيرد. وقتي ما نامزد شديم مطمئن بودم كه خداوند او را براي همسري من انتخاب نموده است. او در زمان جوانياش از اعضاي بسيار فعال كليسا بود و من اين گونه تصور ميكردم كه او حتماً يك مسيحي واقعي است. ولي با گذشت زمان، متوجه شدم كه "وُنِت" تنها عضوي از كليسا بود. شواهدي وجود نداشت كه نشان دهد او زندگياش را به مسيح تسليم نموده باشد. بنابر اين من با جديت براي نجات او دعا كردم و چون قبل از اين كه به "وُنِت" پيشنهاد ازدواج بدهم، زندگيام را تسليم خداوند كرده بودم، پس ديگر به هيچ وجه نميتوانستم با يك بيايمان ازدواج كنم. شك و ترديدم رفته رفته بيشتر ميشد، متحير بودم كه آيا اين واقعاً خواست خداوند بود كه من با "وُنِت" ازدواج كنم يا خير. "وُنِت" دختر زيبا و جواني بود كه من او را بينهايت دوست داشتم، ولي خداوند براي او واقعيت نداشت. تا اين كه در يك روز تابستاني، "وُنِت" را به شركت در يك جلسة تعليمي دعوت كردم و در اين جلسه او زندگياش را به مسيح تسليم نمود. من پاسخ دعاهايم را دريافت كرده بودم. چيزي نگذشت كه ما ازدواج كرديم و از آن زمان تاكنون چهل سال پربركت را در كنار يكديگر سپري كردهايم و همواره مسيح محور اصلي زندگي مشترك ما بوده است. پس اگر مدتهاست كه براي نجات پسر، دختر، همسر و يا دوستانتان دعا ميكنيد و هنوز پاسخي از خداوند دريافت نكردهايد، من شما را تشويق ميكنم تا به زمانهاي خداوند اعتماد داشته باشيد. اگر چه من مايل بودم تا "وُنِت" بلافاصله مسيح را بپذيرد، اما خداوند صلاح ديد تا نجات او سه سال به طول انجامد. برنامة خداوند با برنامة من تفاوت داشت، ولي اين باعث گرديد تا خداوند بيشتر جلال يابد. خداوند قادر و تواناست و او در وقت به خصوص خود و به طرز و روش به خصوص خود به دعاهاي شما پاسخ خواهد داد.
به شما پيشنهاد مينمايم تا اين كلام اطمينان بخش را از جانب خداوند بپذيريد: خداوند بيش از شما مايل است تا جان عزيزان، دوستان و همسايههايتان را نجات دهد. "زيرا خدا جهان را اينقدر محبّت نمود كه پسر يگانة خود را داد تا هر كه بر او ايمان آورد هلاك نگردد بلكه حيات جاوداني يابد" (يوحنا 3: 16).
"خداوند در وعدة خود تأخير نمينمايد چنانكه بعضي تأخير ميپندارند، بلكه بر شما تحمّل مينمايد چون نميخواهد كه كسي هلاك گردد بلكه همه به توبه گرايند" (دوم پطرس 3: 9).
فقط كافي است تا وعدة خداوند را در اول يوحنا 5: 14-15 به خود اختصاص دهيد: "و اين است آن دليري كه نزد وي داريم كه هر چه بر حسب ارادة او سؤال نماييم، ما را ميشنود. و اگر دانيم كه هر چه سؤال كنيم ما را ميشنود، پس ميدانيم كه آنچه از او درخواست كنيم مييابيم. "پس براي عزيزان و دوستان خود دعا كنيد، با اعتماد بر وعدهاي كه خداوند به شما داده است، او دعاي شما را شنيده و به آن پاسخ خواهد داد.
رعايت نمودن اين ترتيب دعا، يعني پرستش، اعتراف، شكرگزاري و التماس "پاشا"، به تعداد بيشماري از مسيحيان كمك نموده است تا بتوانند در دعا ارتباطي بهتر با خداوند پرمحبت و پدر آسماني خود برقرار نمايند. براي رفتن به بخش سوم اينجا كليك كنيد: "چگونه ميتوانيد با اطمينان دعا كنيد"
طراحي، ايجاد و نگهداري اين سايت توسط Linc-net انجام ميشود. حق
انحصاري آن براي كانون محفوظ ميباشد ( 1994 تا 2001 ). هر گونه تكثير، ذخيره در سيستم بازيابي يا انتقال اين مطالب بدون كسب اجازه از انتشارات حيات جديد، مگر مواردي كه قصد نقل قول يا استفاده از كاركرد عادي اين وب سايت را داشته باشيد، امكانپذير نميباشد.
نسخه چاپ شده اين دروس و كتب مربوط به معلمين
درانتشارات حيات جديد موجود ميباشد. copyright@lifeagape.org