ده قدم اساسي بسوي رشد مسيحي

 

 

 

درس دوم: زندگي تحت اختيار مسيح

هدف درس: نشان دادن اين حقيقت كه حضور و سكونت مسيح در شخص, كليد داشتن زندگي مسيحي و خداپسندانه است

قرائت: اول قرنتيان 2 : 11 , 3 : 5
و غلاطيان 5 : 16 - 24
آيه حفظي: فيليپيان 4 : 13 

 تجربه شگفت‌انگيز شخص مسيحي 


در زندگي هر شخص يك تخت فرماندهي وجود دارد. اين تخت نقطه تقاطع فكر, احساسات و اراده انسان است. يا مسيح و يا نفس انسان بر اين تخت قرار مي‌گيرد. بگذاريد اين حقيقت را شرح بدهيم.

من سعي مي‌كنم تا جايي كه امكان دارد براي امور آينده و مخصوصاّ امور مهم و كليدي از پيش برنامه‌ريزي نمايم. اما گاهي امور جزئي فراوان خدمات جهاني ما آنقدر مرا مشغول مي‌سازد كه موردي مهم را فراموش مي‌كنم. 

در حالي كه تنها دو هفته به شروع يك كنفرانس كليدي مانده بود, من متوجه شدم كه نياز به يك مجموعه مطالب چاپ شده كه براي شركت كنندگان در اين كنفرانس بي‌اندازه مفيد بود, دارم.
وقتي من فوريت اين كار را با مسوول آن در ميان گذاشتم او به من چنين پاسخ داد: < بيل, ما همين حالا هم تمام وقت با تمام قوا مشغول هستيم و دو هفته براي انجام اين كار كافي نيست.>
من تحمل خود را از دست داده بودم. آيا همكار من نمي‌فهميد كه براي نجات جانهاي گمشده در نبرد هستيم و بايد فرصت‌هايي را كه پيش مي‌آيند از دست ندهيم و كار و تلاش خود را به 8 تا 5 روز كاري محدود نكنيم؟ من ديدگاه خود را به روشني براي او بيان كردم.
اما او با اعتراض به من گفت: <هيچ راهي وجود ندارد تا بتوانيم اين كار عظيم را در اين فرصت كم انجام بدهيم. بايد مطالب نوشته و تنظيم گردند, سپس آنها را بايد تايپ نمود و شكل‌ها را طراحي كرد و سرانجام چاپ مطالب و .....>
ظاهراّ او نمي‌توانست بار مرا براي اين كنفرانس احساس نمايد, من باز با تاكيد به او گفتم: < نگاه كن, اين يك كنفرانس بين المللي بسيار مهم است و اين يك حالت اضطراراي است, لطفا براي تمام كردن اين پروژه براي كنفرانس راه حلي پيدا كن, حتي اگر قرار باشد تمام 24 ساعت را كار كني.>
اذعان مي‌كنم كه همكارم از من رنجيد, اما من براي اين كه خودم را قانع كنم به خود مي‌گفتم ما به اين مطالب چاپ شده نياز داريم حالا به هر قيمتي مي‌خواهد تمام شود.
چند دقيقه پس از اين گفتگو من الزام روح‌القدس را در خود احساس كردم. بلي, حتي زماني كه با بهترين نيت مي‌خواهيم خداوند را خدمت كنيم ممكن است لغزش بخوريم. من به بهانه انجام اراده خدا برادر عزيزم در مسيح را رنجاندم. من فشار كار سنگيني را كه آنها هر روز تحمل مي‌كردند به حساب نياوردم.
من به جاي اين كه از او بخواهم در مورد امكان انجام اين كار با هم فكر كنيم و براي انجام اين كار جديد اولويتها را جا به جا نماييم, به او دستور دادم تا اين پروژه را انجام دهد. من اين كه او و همكاران او تا آن موقع روزهاي بسياري تا ديروقت كار مي‌كردند, قدرداني نكردم. من عكس‌العمل عجولانه‌اي از خود نشان دادم در حالي كه مي‌بايست با محبت و تفاهم و با درك اين كه ما كاري گروهي را انجام مي‌دهيم با اين موضوع برخورد مي‌كردم.
بر سر دو راهي قرار گرفتم و مي‌بايست يكي از راههاي زير را انتخاب مي‌كردم.
از طرفي من مي‌توانستم همين طور به كار خود ادامه دهم. بالاخره, رئيس يك سازمان بزرگ حق ندارد هر وقت لازم است امور را تحت قاعده و نظم در آورد؟ آيا هدف (يعني برگزاري كنفرانس مهم بين‌المللي) وسيله (يعني انجام كارها به هر قيمتي كه شده) را توجيه نمي‌كرد؟ آيا دودلي همكاران من نياز به برخورد شديداللحن درباره فوريت زمان را توجيه نمي‌نود؟
همه معيارهاي انساني احتمالا ادامه اين نوع برخورد را توجيه مي‌كردند اما در عمق وجود خود احساس ناكامي مي‌كردم, زيرا كه روح‌القدس دايماّ گناه مرا به من نشان مي داد و اشاره مي كرد كه تا وقتي كه به گناه خود اعتراف نكنم, خدا تلاش‌هاي مرا بركت نخواهد داد. و نهايتاّ بسياري از همكاران من از سنگدلي من آزرده خاطر و رنجيده مي‌ماندند.
اما از طرفي ديگر من مي‌توانستم با روش كتاب مقدسي اين رنجش را بر طرف كنم. ناراحتي وجدان من از آن جا ناشي مي‌شد كه من سعي مي كردم رفتار خود را منطقي جلوه بدهم اما روح‌القدس مرا بازخواست مي‌كرد. من در فكر رهبري مقتدرانه و خوب بودم اما روح‌القدس گناه از دست دادن صبر و تحمل و عصبانيت توجيه‌ناپذير مرا به من نشان مي‌داد.
من مي‌دانستم براي كسب رضايت خداوند مي‌بايست روش كتاب مقدسي را انتخاب كنم. گناهم را اعتراف كرده و از او طلب بخشش نمودم. سرانجام سخت‌ترين مرحله تصميم‌گيري فرا رسيد. من به مجتمع اداري كه در آن جا همكارانم فعاليت داشتند, رفتم و از آنها طلب بخشش كردم. اشك شوق و شادي در چشمانمان حلقه زد, از شادي مي‌خنديديم, پس با هم دعا كرديم و خداوند در محبتي كه بين ما بود يك طراوت و شادابي خاصي به وجود آورد. و سپس درباره نيازهاي مشتركمان به بحث و گفتگو نشستيم و موفق شديم راهي پيدا كنيم تا با كارگروهي و در نظر گرفتن اولويتها بتوانيم پروژه مورد نظر را در موعد مقرر به پايان برسانيم.
اين معناي يك زندگي مسيحي است, اين زماني امكان پذير است كه عيسي مسيح را همواره بر روي تخت فرمانروايي زندگي خود حفظ نماييم. شما زماني مي‌توانيد اين كار را بكنيد كه بفهميد چگونه تحت تسلط و قدرت روح‌القدس سلوك كنيد, زيرا كه روح‌القدس به اين دليل آمد تا ايمانداران را قادر سازد تا زندگي مقدسي داشته و شاهد ثمربخشي براي نجات دهنده خود باشند و به اين وسيله مسيح را جلال دهند.
بسياري درك نادرستي در مورد زندگي مسيحي دارند. برخي معتقدند, وقتي كسي مسيح را با ايمان مي‌پذيرد, بعد از آن بايد با قدرت خود زندگي خداپسندانه اي داشته باشد. برخي ديگر نيز معتقدند كه مسيح وارد زندگي آنها شده تا به آنها كمك كند كه براي جلال خدا كار كنند. اين عقايد ظاهراّ خوب به نظر مي‌رسند اما هر كدام از آنها نكته‌اي منفي دارند كه پايه‌هاي يك زندگي فعال مسيحي را سست مي‌سازند.

به نظر شما در پرتو (روميان 7 : 18 و غلاطيان 2 : 20 و روميان 1 : 17) شما چه ديدگاهي مي‌بايد داشته باشيد؟ پاسخ خود را اين جا بنويسيد.

به گفته‌اي < زندگي مسيحي مشكل نيست بلكه غير ممكن است>. تنها يك نفر توانسته است زندگي مسيحايي داشته باشد و آن خود مسيح مي‌باشد. هم اكنون نيز او مايل است زندگي خود را از طريق كساني كه در آنها ساكن مي‌شود, ادامه دهد. < جي.بي.فيليپس> ( J.B. Phillips) در مقدمه كتاب <نامه ها به كليساهاي جوان> چنين نوشته است:
<تفاوت فاحش بين مسيحيت فعلي و آن كه ما در رسالات عهد جديد مي‌خوانيم اين است كه مسيحيت براي ما در وهله اول به منزله ايفاي يك نقش است, در حالي كه براي ايمانداران اوليه تجربه‌اي واقعي بود. ما مايليم مسيحيت را تا حد مجموعه‌اي از اصول و ضوابط و در نهايت تا حد قوانين و دستورالعمل‌هايي براي زندگي تقليل دهيم. اما مسيحيت براي آنها بطور ساده به مفهوم ورود حياتي با كيفيتي نو به درون آنها بود. آنها اين تجربه را بدون شك و ترديد با بيان اين كه "مسيح در ميان آنها زندگي مي‌كند", توصيف مي‌كردند>.

عيسي مسيح پيش از مرگ خويش به شاگردانش گفت كه رفتن او براي آنها مفيد است زيرا اگر او برود روح‌القدس خواهد آمد تا در آنها ساكن شود(يوحنا 14 : 16-20 و 16 : 7). به عبارت ديگر مسيح جسماّ آنها را ترك مي‌كرد تا روحاّ در هر يك از آنها زندگي كند.
امروز وقتي شخصي به مسيح ايمان مي‌آورد, مسيح توسط روح‌القدس در وي ساكن مي‌شود (روميان 8 : 9). هدف مسيح از ساكن شدن در ما اين است كه از طريق ما زندگي كند. بسياري از مسيحيان مي‌كوشند با تواناي محدود خود زندگي مسيحي داشته باشند و حال آن كه قدرت نامحدود مسيح در دسترس ايشان است.
آيا تا به حال خود پرسيده‌ايد كه چگونه مي‌توانيد زندگي پيروزمندانه مسيح را تجربه نماييد؟ براي يافتن پاسخ بياييد سه نوع مردم دنيا را مورد بررسي قرار دهيم:
1- غير مسيحيان (انسان نفساني)
2- مسيحي روحاني 
3- مسيحي جسماني.

1- غير مسيحي با انسان نفساني

تصوير زير نشان دهنده زندگي شخصي است كه هرگز مسيح را به عنوان نجات‌دهنده و خداوند خود نپذيرفته است. عيسي بر در قلب ايستاده و در جستجوي راهي است تا وارد شود (مكاشفه 3 : 20).

زندگي تحت كنترل نفس
ن- نفس بر روي تخت قرار دارد
†- مسيح خارج از زندگي او قرار دارد
.- تمايلات توسط نفس كنترل مي‌شود و اغلب به ناسازگاري يا تضاد و شكست و نااميدي مي‌انجامد

1- به نظر شما شخصي كه امور روح خدا را نمي‌فهمد با چه صفتي مي‌توان بهتر توصيف كرد؟
(اول قرنتيان 2: 14)

2- در آيات زير چه اصطلاحي براي توصيف نفس به كار رفته است؟
الف) روميان 6 : 6
ب) غلاطيان 5 : 16 - 17

3- سه صفت اشخاص بدون مسيح را چنان كه در (افسسيان 2 : 1- 3) آمده است, نام ببريد.

4- حالت قلبي انسان نفساني چگونه است؟ (ارميا 17 : 9)

5- سيزده گناهي را كه عيسي فرمود از دل انسان صادر مي‌شود, بنويسيد. (مرقس 7 : 20 - 23)

6- رابطه بين خدا و شخص غير مسيحي را, اجمالاّ شرح دهيد: (يوحنا 3 : 36)

7- پس شخص چگونه مسيحي مي‌شود؟ (يوحنا 1 : 12 و مكاشفه 3 : 20)


مسيحي روحاني يا مسيحي كه تحت كنترل مسيح است

اين دايره نشان‌دهنده زندگي شخصي است كه مسيح را به زندگي خود دعوت كرده و به او اجازه مي‌دهد تا زندگي او را كنترل نموده, به او قوت عطا كند. مسيح بر تخت زندگي اين شخص قرار گرفته است, يعني جايي كه حق خود مسيح است, و نفس از تخت به زير افكنده شده است.

زندگي تحت رهبري مسيح
محبت
خوشي
سلامتي
حكم
مهرباني
نيكويي
ايمان
تواضع
پرهيزكاري


1- خصوصيات زندگي شخصي را كه تحت تسلط و كنترل روح‌القدس قرار دارد, بنويسيد.  ( غلاطيان 5 : 22 -23 )

2- به چه مفهومي زندگي تحت كنترل روح‌القدس را مي‌شود "زندگي تبديل يافته" يا "زندگي عوض شده" ناميد؟ (غلاطيان 2 : 20)

3- داشتن زندگي مسيحي خارج از توان انسان است. شخص مسيحي نيروي زيستن چنين زندگي را از كجا كسب مي‌نمايد؟ (فيليپيان 4 : 13)

4- مسيحي روحاني داراي چه ويژگي است كه او را قادر مي‌سازد تا امور خدا را درك كند؟  (اول قرنتيان 2: 14 - 16)

مسيحي جسماني و راه حل براي او

پولس رسول در (اول قرنتيان 3 : 1 - 3) مسيحيان را "جسماني" (خود محور) خطاب مي‌كند و نه روحاني (مسيح محور). تصوير صفه بعد نشان دهنده زندگي شخصي است كه در آن نفس خود را مطرح نموده است. نفس, تخت زندگي اين شخص را غصب كرده و مسيح از تخت به زير افكنده شده. در نتيجه هر چند شخص هنوز مسيحي است اما مشاركت خود با خدا را از دست داده است.

زندگي تحت كنترل و هدايت نفس
رفتار شريعت گونه
انتقادجويي
بي‌هدفي
ترس
تقصير
نگراني
نااميدي
حسادت
افكار ناپاك

بي‌ايماني
بي‌اطاعتي
كاهش دعا
فقدان محبت نسبت به خدا و ديگران
عدم علاقه به مطالعه كتاب مقدس
بي‌خبري و غفلت از ميراث روحاني خود 


1- الف) مطابق (اول قرنتيان 3 : 1 - 3) مسيحي جسماني را توصيف كنيد.

ب ) پنج يا شش عمل گناه‌آلود را كه در نتيجه جسماني بودن از ما سر مي‌زند, نام ببريد. 
(غلاطيان 5 : 18 - 21) 

ج) مطابق (روميان 8 : 7) رابطه بين تفكر جسماني و خدا را با كلمات خود بطور مختصر تشريح كنيد.

2- براي رهايي از جسماني بودن (زندگي تحت كنترل نفس) يك راه چاره سه گانه وجود دارد:
ما بايد به گناهان خود اعتراف كنيم و بپذيريم كه خود حاكم و سلطان زندگي خود بوده‌ايم.
در صورتي كه به گناهان خود اعتراف كنيم خدا چكار خواهد كرد؟ (اول يوحنا 1: 9)

(امثال 28 : 13) را بخوانيد. در صورتي كه گناهان خود را بپوشانيم و آن را اعتراف نكنيم چه خواهد شد؟

اگر گناهان خود را بپذيريم و آنها را اعتراف كنيم چه خواهد شد؟ 
(امثال 28 : 13و مزمور 32 : 1)

2) ما بايد تخت زندگي خود را به مسيح تسليم كنيم. پولس رسول چگونه وقف نمودن زندگي به مسيح را شرح مي‌دهد. با كلمات خود بنويسيد. (روميان 12 : 1)

3) بايد با ايمان بپذيريم, زماني كه مسيح را دعوت كرديم او كنترل زندگي ما در دست گرفت. 
الف) شما چگونه مي‌توانيد مطمئن باشيد كه مسيح به دعوت شما پاسخ مي‌دهد و بر تخت زندگي شما كه حق قانوني او است قرار مي‌گيرد؟ (اول يوحنا 5 : 14 - 15)

ب- ما به وسيله ايمان, مسيح خداوند را مي‌پذيريم. آنگاه چگونه به او اجازه مي‌دهيم تا لحظه به لحظه اختيار زندگي ما به دست گيرد؟ (كولسيان 2 : 6)

ج- سه دليل ذكر كنيد كه نشان مي‌دهد ايمان تا اين اندازه مهم است. (عبرانيان 11 : 6 و روميان 14 : 23 و روميان 1 : 17) 


كاربرد عملي در زندگي

راز زندگي پربركت در اين است كه شخص به عيسي مسيح اجازه دهد تا لحظه به لحظه زندگي او را توسط روح‌القدس كه در او ساكن شده است, كنترل نمايد. وقتي پي مي‌بريد كه مرتكب گناه شده‌ايد, فوراّ آن را اعتراف كنيد و خدا را شكر كنيد كه شما را بخشيده است و مشاركت و مصاحبت خود را با خدا ادامه دهيد.

1- در دعا وضعيت و رفتار خود را مورد بررسي قرار دهيد. آيا صادقانه مي‌خواهيد كه مسيح زندگي شما را كنترل كند؟ اگر جواب منفي است سپس از خدا بخواهيد تا دل شما را عوض كند. با ايمان براي اين كه او اين كار را در شما شروع كرده است, خدا را شكر كنيد.

2- جنبه‌هايي از زندگي شما كه احساس مي‌كنيد لازم است در اختيار مسيح قرار گيرد, نام ببريد.

3- از خدا بخواهيد راههاي انجام اين كار را به شما نشان دهد.

4- براي اين كه (اول يوحنا 1 : 9) در زندگي شما معني و مفهوم پيدا كند:
الف) روي كاغذ جداگانه‌اي, گناهان و خطاياي خود را بنويسيد.
ب) با نوشتن (اول يوحنا 1 : 9), اين وعده را براي خود مطالبه نماييد.
ج) خدا را براي بخشش گناهان و آمرزشتان شكر كنيد.
د) آن كاغذ را از بين ببريد.
ه) در صورت نياز و امكان گناهان و خطاياي خود را جبران كنيد. 

 

 

نام و نام خانوادگي:   

آدرس الكترونيكي :   

پيشنهادات و سوالات:

        

به درس سوم "پنج اصل رشد روحاني" رجوع كنيد.


علت اين همه شور و هيجان چيست؟

اطمينان شخص مسيحي

زندگي تحت اختيار مسيح

پنج اصل رشد روحاني

اقتدار شخص مسيحي

يادگيري دعا

اهميت كليسا

مرور

كليد داشتن يك زندگي پويا و فعال


 

 


طراحي، ايجاد و نگهداري اين سايت توسط Linc-net انجام مي‌شود. حق انحصاري آن براي كانون محفوظ مي‌باشد ( 1994 تا 2001 ). هر گونه تكثير، ذخيره در سيستم بازيابي يا انتقال اين مطالب بدون كسب اجازه از انتشارات حيات جديد، مگر مواردي كه قصد نقل قول يا استفاده از كاركرد عادي اين وب سايت را داشته باشيد، امكان‌پذير نمي‌باشد.

نسخه چاپ شده اين دروس و كتب مربوط به معلمين درانتشارات حيات جديد موجود مي‌باشد. copyright@lifeagape.org